دوباره ...عشق

باز هم در قلب من حس عجیب

گرم و شیرین خودنمایی میکند

چشمهای یک نفر بار دگر

در درونم خودستایی میکند

اه من عاشق شدم بار دگر

قلب من بار دگر دیوانه شد

بازیک لیلا لیلاتر از من

میهمان این دل ویرانه شد

هر زمان می بینمش قلب و دلم

میزند بر سینه من مشت مشت

باز میگویم که این عشق را

در درون نقطه باید کشت.کشت

دوستش دارم ولی در قلب من

باید این احساس قربانی شود

خوب میدانم که یک روز سیاه

باید اورا ترک گویم بی نصیب

وای بر این قلب خوش باور که باز

می دهد با یاد او خود را فریب