شعر های من
میکشم
روی یک کاغذ سپید می کشم
روی یک کاغذ سپید می کشم چهره ی معشوقه خیال را
و خطهایی روی کاغذ
می کشم معشوقه ای که در خیال من نقش بسته
می کشم سایه ها را
و در انتها چهره ی معشوقه خیال را روی کاغذ هک می کنم
قلم ماه را به دست میگیرم و
درخششت را به رنگ ماه می کشم
لبانت :
لبانت را به رنگ سرخی گل شقایق
و تارو پود موهایت را
با مداد ابریشمی می کشم
که با وزش باد گونه هایت را نوازش می کند
و سینه سپیدت را به درخشش خورشید می کشم
اشکانت:
اشکانت را به شکل دانه های مروارید می کشم
که گاه گاه به پای تو می ریزد
گریه نکن
گریه نکن معشوقه من
گریه نکن که قطره های اشک غرور تو را در هم پاک می کند
گریه نکن که قطره های اشکت
خطهای قلم را در هم می شورد
و نیمه تو را به تاریکی می سپارد
گریه نکن که چهره ات از رویای من پاک خواهد شد
گریه نکن معشوقه ![]()
![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم فروردین ۱۳۸۶ ساعت 19:3 توسط کوروش
|