ترس
نترسی گل بارونم
من و از شب نترسونم
نگو از تلخیه دنیا
دلم تنگه بخندونم
تا وقتی یاد هم هستیم
گلا تو قصه ها گم نیست
دلامون چشمه ی مهره
حریص خاک و گندم نیست
۳ ماه گذشت
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم مرداد ۱۳۸۹ ساعت 0:8 توسط negin
|