View Full Size Image

و چون گونه هایش از زندگی سرد بود

 که نفس کشیدنش به سوی اوی بود

و چشمهایش از اشک جاری

و لبانش در انتظار یک بوسه خشکیده

و  تنها افسوس دیر آمدن را چشید

و تنهادر انتظار...

 

درود بیکران بر شما خب دوستان این شاید آخرین شعر من باشه در وب به دلیل گرفتاری زیاد به وب کمتر سر میزنم و مینویسم تا دیدار دیگر بدرود منتظر نظر شما هستیم.