زینب حسن پور
زینب حسن پور
با روسری آمدم
کشتی روی عرشه خواب داشت
با دو پای من از می به علاوهی مه
برای اینکه آبادان ،غریزه با نیمهاش را فرو برده در عکس
روی خط اول، فضا گلوله- گله میشود، خط اول است
و ما از قبل، شش دانگ این خانه را نیز
و حتی کسی که بود ِ من روی عرشه را نیز
چرا نقطه باید زیر پیراهنم یا محلی برای شهر؟!
آیتهای پراکنده در عصر
اما آیتهای پراکندهاند
با دندههایت
و دندانهایم
با تکههای از بورژوازی
بازی
ولی این خانه چار چوب ندارد
در خمخانههای خالی در
در زمان- زمان در
در خندههای در ما فرو رفته با اردیبهشت ِ رفته در هم با فرو در
تو جانور نبودی
به جان ِ من وحشی، دقیقا ً وحشی مناسب است
این صندلی های خالی سردند
و مثل اینکه تا ابد
تا تویِ ِ تودرتوی ِ تو
تا توی لحظهها برای شرابهایت، مجازم غیر
تا ابد با هم مجاز
این انارهایم ات
سرزمین ِ تحریکی
مین ِ بوس ِ بوس ِ بو س ِِ بو س ِ بو سبو بیاور!
این شهرها که من خوردهام
پلهها از پله بود این نفسها که میمکم
نفس
نفس
صحن بارز است
اسرافیل چندگانه با آنگاه، لاله های مور مور
لالههای میخواهم و قبله دارد بلند میشود از نور مِن النور
قبله توضیح دارد اسامه!
خودت را قاطی قضایا نکن
شهر یعنی لابهلای فنسها اهالی!
و گیسوان من هنوز
و سینه مالامال ِ زیرا بیا بنابراین ارتکاب ِ مانوس
و البته من برای زندگی تلاش میکنم.
□
٢ .
اَم" پیچیده توی دستهات کو؟
سلام پروین آزادی !
وَ موصوف میل بازگشت دارد
در تاریخ تیر به جای خوبی خورده خورده شفاف، خسرو گلسرخی !
البته زبان ِ عصبیت روی بادبانها باز شده
وَ گونهای که ریخته بود، ما نفس هایمان را دهان به دهان اتفاق افتاد
وَ این تظاهرات تنها بیانیهای برای جانوران دریایی که بازوان مرا با مکث! اما او از پشت ِ کفل ِ کوچکم تاب و توان را از من گرفت
یعنی پرونده تازه باز
وَ من با مداد b6 ترا میکشم مادر
چرا به من مغز خر خوراندی؟ تا بیضیها فرود فرود آیند
دایره را تکرار تکرار کنان، مثل رفت که بی قرار رفت
بعد حرامزاده بینیاش را بالا بگیرد وَ آبزیان به چشم هایم لنگرش را ...
وَ اولی ها گریه سر دهند وَ اینکه گریه میکنند وَ ما قصه مینویسیم
تمرکز کنید
پلههای آنشب هنوز در من است
وَ این فضا خط ِتیره سایه- تاریک خط تیره تیر
تیر
تیر
تیر
...
شکسته بال، بال - بال زنم، زاییدنم
کو فرحزادنم؟ کو فرحزادنم؟ کو؟؟
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم فروردین ۱۳۸۷ ساعت 22:2 توسط korosh
|