لدرر به همراه شعر «بستری از لاله»

 

 

بستری از لاله

 

ناتوانم از سخن گفتن و،

ناتوانم از آغاز داستانِ دختری جوان،

و ناتوانم از نشان دادن دستانش به شما،

و ناتوانم از بیان سادگیاش حتی.

یا ناتوانم از این كه رهایش كنم تا برود

یا ناتوانم از این كه به خویشتن بازگردانم‌اش

یا ناتوانم از سخن گفتن با خویشتن به طریقی دلپذیر

یا ناتوانم از ترساندنِ خودم با افكارش...

با حركتش...

با تصلبِ بازویش.

داستان دختری در بستری از لاله،

آرمیده،

بلند بالا،

بی خِرَد،

مجنونِ عشق

و چون مار بر تنش پوست واره‌ای

از آرزوی دگر دیسی...